تبليغاتX
ضریح پنهان

 امر معروف در قران

دلايل موجود در باب وجوب اين فريضه گرانقدر ، مترادف ، متواتر و قاطع است كه از قرآن كريم ، سنت مطهر ، عقل و اجماع اتخاذ مي شود . فقها اين ادله را در بحث هاي مفصل خود ذكر كرده اند . مسأله حتي بالاتر از حد وجوب تنها است بلكه به عنوان يكي از ضرورت هاي دين مبين اسلام شناخته مي گردد كه هر كس ان را انكار كند و بداند كه انكار آن به انكار ورد اصلي از اصول دين منجر شده ، كافر است . قرآن كريم واخبار و احاديث شريف با زبان هاي گوناگون ، افراد را به انجام اين دو فريضه تشويق كرده اند .خداوند متعال مي گويد : « و لتكن منكم امه يدعون الي الخير و يأمرون بالمعروف وينهون عن المنكر و اولئك هم المفلحون » از شما امتي بايد باشد كه بسوي خير دعوت كند و امر به معروف ونهي از منكر كند و آنان رستگارانند. « كنتم خير امه اخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنكر و تؤمنون بالل .» شما بهترين امتي بوديد كه در ميان مردم ظهور يافتيد ، امر به معروف ونهي از منكر مي كنيد و به خدا ايمان داريد . اگر بخواهيم همه آيات يازده گانه را كه در كتاب خداي متعال آمده است و بر اين مسأله تأكيد دارد وبرپاداندگان اين فريضه را رها كرده اند ، برحذر مي دارد و مذموم مي شمارد ،در اينجا ذكر كنيم سخن به درازا مي كشد .ما فقط به دو آيه بالا اشاره مي كنيم كه امام خميني (ره) نيز از آنها بهره جسته است . آيه نخستين تصريح مي داردكه برامتي و گروهي از امت اسلامي واجب است تا براي اداي اين فريضه قيام كند (ولتكن منكم امه) وبدين وسيله دلالت بر متخصصين اين فريضه دارد به عبارت ديگر ، اين ايه ، درباره نقش علماي اسلام و بهترين افراد با ايمان مجاهد سخن مي گويد .

|+| نوشته شده توسط قلم عشق در جمعه چهاردهم بهمن 1384 ساعت 21:22 |
 هدف از امر به معروف ....

هدف از امر به معروف ، انجام گرفتن خوبيها و هدف نهي از منكر ، ترك كردن منكرات است . البته ، منظور برخورد سطحي و بي نتيجه نيست . قرآن مي فرمايد : اگر در مجلسي به آيات الهي توهين مي شود ، جلسه را به عنوان اعتراض ترك كنيد تا مسير بحث عوض شود (حتي يخوضوا في حديث غيره ) بنابراين اگر با ترك ما از مجلس بحث ها عوض نشد ، بايد چاره ديگر انديشيد ، چون در قرآن هدف را تنها تذكر وترك جلسه ندانسته ، بلكه تغيير مسير بحث دانسته است . لذا براي رسيدن به اين هدف ، از هر راه ممكن بايد استفاده كرد در بعضي روايات مي خوانيم : گناهكار را آزار دهيد تا خلاف را ترك كند (حتي يتركه) . اگر با تذكر وآزار ترك نكرد ، مسئوليت ما تمام نمي شود ، بلكه بايد از راه هاي ديگر به نتيجه برسيم . » در آيات جنگ ، هدف بر طرف شدن فتنه معرفي شده است . (حتي لا يكون فتنه ) بنابراين بايد تا رسيدن به اين هدف ، مبارزه را به شكل هاي مختلف ادامه داد . اين ، مربوط به هدف است . اما مقدار تلاش عباداتي مثل نماز و روزه  و حج ، اعمالي صد در صد تعبدي است ومقدار وزمان آن كاملاٌ روشن است ، اما امر به معروف ونهي از منكر مقدار خاصي ندارد و نظير مراجعه به پزشك است كه نمي توان گفت هر مريض در عمر خود به چه تعداد پزشك مراجعه كند و براي هر پزشك چند دقيقه صرف كند ، يا براي خريد دارو چه مبلغي در نظر بگيرد . هدف سالم شدن مريض است و صرف زمان  و مبلغ و مقدار تلاش ، هيچ اندازه اي ندارد . لذا انبياء مي گفتند : تمام توان خود را براي اصلاح بكار مي بريم .

|+| نوشته شده توسط قلم عشق در جمعه چهاردهم بهمن 1384 ساعت 21:20 |
 اهمیت امر به معروف و نهی از منکر

ناگفته پيدا است كه حساب امر به معروف و نهي از منكر از حساب نماز ،روزه و حج جدا است ، زيرا انها ضروري به منافع و هوسهاي ديگران نمي زنند و لذا كسي با آنها مخالفتي ندارد . اما نهي از منكر ، مخالفت با انحرافات و هوس هاي مردم است و قهراٌ گروهي در مقابل آت مقاومت مي كنند . بگذريم كه شناخت معروف و منكر كار هر كس نيست و قدرت برخورد و تماس با افراد مختلف نيز روان شناسي تبليغاتي لازم دارد . البته امر به معروف زماني لازم است كه آمران به معروف وناهيان از منكر ، از خلق و خوي عالي ، اطلاعات كافي ، آموزش هاي لازم برخوردار باشند. از سوي ديگر ، دولت و مردم از هر گونه حمايت هاي قانوني و مالي دريغ نكنند ، براي مثال مسير همه فيام ها و برنامه هاي صدا وسيما زنده كردن خوبيها در جامعه و محو كردن منكرات باشد .بعلاوه ، مردم بايد امر به معروف را يك فريضه اسلامي بدانند و نه دخالت و مزاحمت . در شعارهاي در و ديوار نيز جملاتي باشد كه مردم را بشوي كمال و نور دعوت كند و فضاي جامعه ، اسلامي و فضاي رشد خوبي ها و محو بدي ها باشد .

به گفته روايات ، امر به معروف حتي از جهاد در راه خدا مهم تر است ، زيرا جهاد در تمام عمر يكي دو بار صورت مي گيرد ، ولي اين واجب الهي هر شب و هر روز در برابر چشم مردم خودنمايي مي كند .اگر اين فريضه الهي نباشد ، جامعه اسلامي بيمه نمي شود و هر روز اگر هنرمندي مثل سامري يك گوساله طلايي درست كند ، مي تواند نسل ما را مورد تهاجم فرهنگي خود قرار دهد .به گفته همه علما ، امر به معروف ونهي ازمنكر از واجبات قطعي است و آن قدر اهميت دارد كه امام حسين (ع) فرمود : هدف من از رفتن به كربلا ، امر به معروف ونهي از منكر است .با امر به معروف تمام واجبات در جامعه عملي است . با نهي از منكر ، از همه مفاسد جلوگيري مي شود . اگر يك ميليارد مسلمان در هر روز يك معروف امر و از يك منكر نهي كنند ، سيماي جهان عوض مي شود . اگر روزي كه اسرائيل و آمريكا منطقه اي را بمباران مي كند ، يك ميليارد فرياد باند شود ، آنها عقب نشيني خواهند كرد. ما هنوز مزه اتحاد و ايمان و فرياد را به طور كامل نچشيده ايم . آري از يك قطره آب كاري بر نمي آيد ، همين كه قطرات فراوان به صورت جويها و جويها به صورت رود خانه پشت سدي قرار مي گيرند ، وسيله اي براي توليد برق مي شوند و منطقه اي را روشن مي كنند .مرحوم شهيد مطهري مي فرمايد : در قران ، قبل از ايه امر به معروف ، مسأله اتحاد مسلمانان مطرح شده است ، يعني اگر خواستيد جلو مفاسد را بگيريد ، بايد قدرت داشته باشيد و قدرت زماني داريد كه متحد باشيد .

مرحوم شيخ انصاري مي فرمايد : اگر امر به معروف و نهي از منكر نياز به قدرت و ولايت و حكومت داشت ، واجب است كه به سراغ تشكيل قدرت رويم و حكومت تشكيل قدرت رويم و حكومت تشكيل دهيم .

مفاسد ديروز دروغ و غيبت بود كه از فردي صادر مي شد و فرد ديگري او را منع مي كرد ، ولي مفاسد امروز ، شكل ديگري دارد . امروز ناگهان مسلمانان خود را در برابر بزرگترين توطئه ها مي بينند كه اگر از تخصص و تكنولوژي و قدرت و وحدت و اقتصاد كافي برخوردار نباشند ، همه چيزشان دستخوش تهاجم قرار گيرد .بنابر اين ، تشكيل نظام اسلامي براي نهي از منكر هاي اجتماعي و جهاني ، يك ضرورت است

|+| نوشته شده توسط قلم عشق در چهارشنبه دوازدهم بهمن 1384 ساعت 0:42 |
 امر به معروف و نهی از منکر

هر مكتبي كه بخواهد بشر را به سعادت برساند بايد هم به جنبه فردي و عالم دروني و قلبي او توجه داشته باشد و هم جنبه اجتكاعي و روابط او با ديگران را در نظر بگيرد . كساني كه مي گويند دين،يك امر شخصي وفردي است و نبايد آن را در امور اجتماعي دخالت داد سخت در اشتباهند . اين انديشه غلط، در روزگار ما ، غلباُ از سوي استعمارگران غربي به مردم القاء شده و مروج و مبلغ آن يا غرب زدگاني بوده اند كه اسلام را نمي شناختند و يا مزدوراني كه آگاهانه ، در خدمت بيگانگان قرار داشته اند .

فردي كه دريك جامعه فاسد ولجام گسيخته زندگي مي كند بي شك گرفتار آلودگي هاي آن جامعه خواهد بود و از اينرو بايد گفت سعادت فرد از سلامت جامعه جدا نيست.اسلام كه عهده دار سعادت بشراست احكام زندگي اجتماعي بيش از احكام فردي اهميت داده است.يكي از جلوه هاي درخشنده معارف اجتماعي اسلام ، دستور « امر به معروف ونهي از منكر » است . اسلام به ما مي آموزد كه در جامعه ، سرنوشت هر مسلمان با مسلمانان ديگر ارتباط دارد .پيامبر گرامي اسلام ، بينش اجتماعي اسلام را در ساده ترين مثال بيان كرده است. پيامبر مي فرمايد : مردم در جامعه مانند جماعتي هستند كه در كشتي نشسته اند . اگر كسي بخواهد جاي خود را در كشتي سوراخ كند و ادعا كند كه من به ديگران كاري ندارم و فقط جاي خود را سوراخ مي كنم،آيا ديگران مي توانند ساكت بنشينند و تماشا بكنند ؟به همين ترتيب در جامعه هم مردم نبايد در برابر زشتي ها و زشتكاري ها بي اعتنا بمانند ، زيرا يك خلاف اجتماعي كه از كسي سر مي زند،آثار سوء آن تنها به خود او محدود نمي شود بلكه همانند آبي كه از سوراخي وارد كشتي شود همه جا را فرا مي گيرد و همه را غرق مي كند.امر به مغروف ونهي از منكر،به عنوان يك عبادت بر مسلمانان واجب شده است، براستي اگر ما خود را نسبت به اعمال و رفتار ديگران مسئول بدانيم و باور كنيم كه در قيامت ما را به علت سكوت در مفابل اعمال زشت و ناپسند ديگران مؤاخذه و مجازات خواهند كرد ، آيا باز هم از كنار آنچه در پيرامون ما اتفاق  مي افتد بي اتنا خواهيم گذشت؟

اگر ميوه فروشي كه ميوه را به يك مشتري آشنا به قيمت كمتر و به ديگري گرانتر مي فروشد بداندكه هيچ يك در برابر اين بي عدالتي سكوت نخواهند كرد ، يقيناٌ اين كاررا انجام نخواهد داد و اگر خريدار ميوه بداند كه وقتي مي خواهد پوست ميوه را در كوچه و خيابان رهگذر مردم پرتاب كندو با اين عمل او موجب كثيف شدن شهر و افزايش زحمت رفتگران و به زمين خوردن عابران شود ، هر چشمي كه او را مي بيند ، چشم يك مأمور تذكر دهنده و باز دارنده است ، آيا باز هم چنين كاري خواهد كرد ؟ و بالاخره اگر مأموران دولت و مسئولان بالاي حكومت بدانند كه در حكومت اسلامي مردم بر كار آنها نظارت خواهند كرد وبه عنوان امر به معروف ونهي از منكر ، از آنها خوبي وراستي و درستي طلب مي كنند و از تادرستي و ناراستي وكم كاري و خطا كاري آنان بي اعتنا نخواهند گذشت ، آيا باز هم يك حكومت فاسد و ستمگر مي تواند سلطه جابرانه خود را برچنين جامعه اي حفظ كند؟آيا همين انگيزه امر به معروف ونهي از منكر نبود كه مردم مارا مانند امام حسين (ع) در برابر يزيد ، به قيام در برابر حكومت طاغوت برانگيخت و انقلاب اسلامي را پديد آورد ؟ اما بايد توجه داشت ، كسي كه ديگران را ارشاد و راهنمايي مي نمايد ، بايد خود اهل عمل باشد و پيش از آنكه ديگري را نصيحت كند خود را اصلاح نمايد .   

 

 

|+| نوشته شده توسط قلم عشق در چهارشنبه دوازدهم بهمن 1384 ساعت 0:40 |
 ادعوني استجاب لكم

روزي ابراهيم ادهم در بازارهاي بصره عبور مي كرد و مردم اطرافش را گرفتند و گفتند : ابراهيم ، خداوند در قران مجيد فرموده ( ادعوني استجاب لكم ) : مرا بخوانيد تا جواب دهم شما را ، ما مي خوانيم ولي دعاي ما مستجاب نمي شود . ابراهيم گفت دلهاي شما به واسطة پنچ چيز مرده است .

اول : آنكه خدا را شناختيد ولي حقش را ادا ننموديد .

دوم: قران را تلاوت كرديد ولي به آن عمل نكرديد .

سوم : ادعاي محبت به پيامبر (ص) نموديد ولي در عمل با اولادش دشمني كرديد .

چهارم : ادعا كرديد با شيطان عداوت داريد ولي در عمل با او موافقت مي كنيد .

پنجم : به بهشت علاقه داريد ولي براي وارد شدن به بهشت كاري انجام نمي دهيد

                     122               

|+| نوشته شده توسط قلم عشق در چهارشنبه دوازدهم بهمن 1384 ساعت 0:20 |
 اعتراف

به نام پروردگاری كه دلها را بخاطر نبود ايمان تنگ و تاريك و بيقرار می كند ودلها را با نور ايمان وسيع و گسترده و صبور ميكند و به نام پروردگاری كه جز به نام او دل آرام نگير . ای خدای بزرگ ، ای مالك و فرمانروای آسمانها و زمين ، ای آنكس كه تمام جانداران و بی جانان عالم به ذكر و ياد پاكی وبزرگی تو مشغولند .. ای خدای من ، ای تنها فرمانروا و فريادرس ، من در ناتوانيها و بدبختيها و سختيها ... ای خدای مهربان ، من بعنوان بنده ای كوچك با زبان اقرار ميكنم و با قلب تصديق می كنم و می کوشم با عمل ثابت کنم كه فقط تو الله هستی ، تو مالك و فرمانروا و فريادرس و تربيت كننده و معبود من هستی ! پروردگارا عهد می بندم كه اين اقرار و تصديق را با بندگی و عمل به اوامر و نواهی تو به اثبات برسانم ... ای بخشنده ی مقتدر ؛ اقرار می كنم كه نعمتهای بی شماری به من عطا كرده ای ، خدايا اعتراف می كنم لطف و دلسوزيی كه تو در حق من ناچيز و ناتوان رواداشته ای ، هيچكس روانداشته و نتواند چنين كند  ...  الهی ! ای پروردگاردانا و عفو كننده ،  در نهايت شرمندگی و پشيمانی به تمام گناهانم اعتراف می كنم ...  اعتراف ميكنم كه بارها آگاهانه وناآگاهانه تو را نا فرمانی كرده ام  ... ای خدای بخشنده و مهربان ، اگر چه غافل شده ام و يا لغزيده ام ، ولی همچنان بنده ومطيع توام ، سوگند ياد می كنم كه بر عهدوپيمان خودپابند خواهم ماند و تا آخرين لحظه ی زندگيم بر آن استقامت خواهم كرد ... ‌ ای خدای غفور ، تو تنها معبود و خدايی هستی كه تو را می پرستم و غير از تو كسی نمی تواند گناهان مرا ببخشد ، خدايا عاجزانه از تو می خواهم گناهانم را بيامرزی  ... آفريدگارم ، تو بندگانت را همانندگله ی بی چوپان رها نكرده ای ، بلكه ما را با نور وحی و پيامبرانت به سعادت راهنمايی كرده ای ... ای خدای عزيز اعتراف می كنم كه آخرين فرستاده ی تو‌ « محمد بن عبدالله) ص( » می باشد كه بوسيله او كاملترين ، جامعترين و آخرين آيين آسمانی عرضه شده و او خود نمونه ی كامل و حقيقی انسانيت و ايمان می باشد ، پروردگارا شهادت می دهم كه برنامه ی زندگی اجتماعی ، سياسی و فردی من تنها و تنها دين اسلام است و هر كس برای زندگی ، آيينی و برنامه ای غير از اين بر گزيند ، دير يا زود خواهد فهميد كه در گمراهی آشكاری بوده است ... و اين تنها راه سعادت است ، پروردگارا اعتراف می كنم كه تو در همه جا وهمه وقت شاهد و ناظر بر اعمالم هستی ، اگر چه من تو را نمی بينم ، ولی تو مرا می بینی  ... خدايا شهادت می دهم كه بازگشت همه كس وهمه چيز بسوی تو ست ، و من روزی در حضور تو برای دادگاهی و رسيدگی به اعمالم و افكارم آماده و حاضر خوا هم شد  ... ای خدای بزرگ سوگند ياد می كنم كه برای نجات بندگانت وبرای بلند كردن پرچم «لااله الاالله محمّد رسول الله » بر تمامی دلها ، خانه ها ، شهرهاو تمام دنيا تا آخرين لحظه ی زندگيم مبارزه خواهم كرد وتا پيروزی يا شهادت آرام نخواهم گرفت ، خدايا در اين راه آنچه خود به من داده ای ، جان، مال ، همه كس و همه چيز را فدا خواهم كرد و هر كس با تو دوست باشد دوست من است ، و هر كس دشمن تو باشد دشمن من است ، اگر چه عزيزترين كسانم باشند ، خدايا اين ايمان و عقيده ی من است كه آنرا تنها راه رستگاری هرانسانی ميدانم .

|+| نوشته شده توسط قلم عشق در چهارشنبه پنجم بهمن 1384 ساعت 22:56 |
 وصیت نامه سردار شهید علی نوری ممبینی

برادران حزب الله و خصوصاً حزب الهي هاي بسيج ، از اينكه به شكلهاي مختلف شما را تضعيف مي كنند ، برچسب و  تهمت مي زنند نهراسيد . گرچه مظلوميد ولي استوا بمانيد همانگونه كه تا به حال استوار مانده ايد و آنهايي كه مخالفت باحزب الله مي كنند سر انجام مغلوب اند چون حزب الله هم الغالبون  حال به هر اسمي وشكلي و در هر لباسي جلو بيايند فرق نمي كند . شماها بايد محكم در خط امام و روحانيت اصيل باشيد و بيدي نباشيد كه از اين گردبادهاي زود گذر بلرزيد كه اينها رفتني اند اما خواهران مسلمان و حزب ا… ، شما خود مي دانيد و هم مطالعه كنيد كه هيچ مكتبي و هيچ حكومتي مانند اسلام وحكومت اسلامي ارزش براي زنان قائل نشده است . اما مكتبهاي دروغين مشرق و استعمارگران غرب هر كدام به شكلي زنان را به بردگي بدتر از دوران جاهليت كشانده اند ، پس با حفظ حجاب خود قدر نعمت انقلاب اسلامي و رهبري را بدانيد ، كه اين وصيت همه شهداء است و محكم وبا اراده در همه صحنه ها اين انقلاب را ياري نمائيد و بدانيد حجاب شما استعمار گران را به لرزه در آورده است .

1584

|+| نوشته شده توسط قلم عشق در سه شنبه چهارم بهمن 1384 ساعت 23:11 |
 (( كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا ))

بعد از شهادت مظلومانه امام حسن مجتبي (ع) طبق صلح آن بزرگوار با معاويه . معاويه حق تعيين جانشين را نداشت و كار به مردم واگذار مي شد . اما معاويه كه عدم پايبندي خود را به صلحنامه در همان روزها بعد از امضاي قرارداد نشان داده بود با انتخاب يزيد فاسق به رهبري جامعة مسلمين بار ديگر درغگو بودن خودش را ثابت كرد . يزيد نيز سعي داشت از مردم علي الخصوص امام حسين (ع) بزرگترين فرد جامعه بني هاشم بيعت بگيرد چيزي كه امام (ع) نه تنها قبول نكردند . بلكه جانشيني را نيز فداي هدايت مردم و مخالفت با يزيد ملعون كرد . ايشان مدينه را از لحاظ جمعيتي و سوق الجيشي مناسب نديد و رهسپار مكه معظمه شدند تا حاجيان را ارشاد كرده و از نفوذ معنوي خانه خدا و مكه در جهت ترغيب مردم براي مقابله با يزيد نهايت استفاده را كردند . اما دليل سفرش را امر به معروف و نهي از منكر و اصلاح امت جدش بيان مي كند . اما در مكه سيل عظيم نامه هاي كوفيان ايشان را بر سر دو راهي قرار مي دهد سرانجام مسلم بن عقيل را به كوفه مي فرستد و خودش همراه با كاروان عازم كوفه مي شود . مسلم هنگامي كه وارد كوفه مي شود 18 هزار نفر با او بيعت مي كنند اما با آمدن ابن زياد به كوفه به عنوان حاكم جديد با ارعاب و وحشت شديد موفق مي شود اطرافيان مسلم را از او دور كند بطوري كه زمانيكه در مسجد نماز مي خواند بعد از اتمام نمازش كسي را در پشت سر نمي بيند . كجا رفتند آن 18 هزار نفر؟ و سرانجام ايشان را به شهادت مي رسانند در حالي كه هيچ كس از او دفاع نكرد . در بين راه شهادت مسلم به امام مي رسد و بعد نيروي حر او را محاصره و به سرزمين بي آب و علف كربلا هدايت كردند . بعد از چندي نيروهاي عمر بن سعد از راه مي رسند ، از روز هفتم آب را بر روي سپاه امام مي بندند . آمدن شمر زنا زاده به سرزمين ماريه و اصرار او بر بيعت امام مسلمين با يزيد فاسد عامل اساسي و اصلي شروع جنگ بود . سرانجام در روز دهم محرم امام حسين و يارانش را شهيد كردند و زنان و دختران بي پناه آواره كوه و بيابان شدند اين در حالي بود كه خود كوفيان از امام دعوت كردند و هنگامي كه خود امام حسين (ع) نامه هايش را به آنها نشان مي داد سكوت مي كردند ، با اسبها ي خود اجساد را لگدمال مي كردند . انگشت امام حسين را بريدند و انگشترش را به غارت بردند و اطفال آن امام معصوم را كتك زدند . به نام اسلام سر اسلام را بريدند .

|+| نوشته شده توسط قلم عشق در سه شنبه چهارم بهمن 1384 ساعت 23:0 |
 عاشورا

عاشورا در مقايسه با بسيارى از رخدادهاى ديگر ، حجم كمى از وقايع ‏را به خود اختصاص داده و آغاز و انجام آن ، در برهه‏اى كوتاه اتفاق افتاده‏است ; اما يكى از حوادثى است كه در طول تاريخ خويش ، بيشترين توجه را به خود جلب كرده و علاوه بر نقش گسترده و تاثير عميق اجتماعى - تاريخى خود ، به صورت فرهنگى ويژه با ساختارى منحصر به فرد در آمده‏است . افزون بر ثمرات و رويكردهاى اجتماعى - نسانى كه همچنان استمرار دارد  فرجام عاشورا  شكل گرفتن فرهنگى نوين با ويژگيهاى خاص خود در ميان جامعه گسترده‏اى بود كه هويت اسلامى‏اش ، آن را از ديگرتمدنها و فرهنگها جدا مى‏ساخت . فرجام تاريخى و دستاوردهاى ماندنى‏ عاشورا ، در طول دهه‏ها و سده‏هاى پس از خود ، به جريانى هويت‏ بخشيد كه امروز مى‏توانيم از آن به عنوان )) فرهنگ عاشورا((  نام ببريم .

نگاهى گذرا به حجم گزارشها ، تحليلها و آثارى كه در طى قرون‏ گذشته و زمان معاصر بازگو كننده زواياى مختلف اين فرهنگ است ، گوياى عظمت ، جامعيت ، عمق و اصالتى است كه عاشورا توانسته است ‏به‏اين فرهنگ بدهد . بسيارى از مقوله‏هاى كلان اجتماعى و انسانى ، و حجم‏ وسيعى از ريزترين مسايل انسانى را میتوان در اين فرهنگ شاهد بود و ازآن الگو گرفت . آنچه در عاشورا رخ داد از نظر زمينه‏ها ، عناصر و عوامل ‏شكل‏گيرى و انجام آن ، در بسيارى موارد منحصر به فرد است و به همين‏بيان ، فرهنگ شكل‏گرفته از آن نيز هويتى ويژه دارد . اما حوزه تاثير بخشى‏ و حركت ‏آفرينى آن ، بسى گسترده و مستمر است . و اين حقيقتى است كه درارزيابى عاشورا تا اينك ، بيشترين توجه را به خود اختصاص داده است .

تا كنون فرهنگ عاشورا از زواياى بسيارى مورد ارزيابى و كنكاش ‏صاحبان انديشه و تحقيق قرار گرفته است كه بسى قابل تقدير است . طبعا عاشورا نيز مانند بسيارى مسايل و جريانات تاريخى - اجتماعى ديگر نتوانسته و نمیتواند به گونه‏اى هماهنگ و در يك راستا مورد داورى قرارگيرد . اين واقعيت ، افزون بر محدوديتهاى اسناد تاريخى كه به گونه‏اى ‏معمول ، بسيارى زوايا را در ابهام و ترديد باقى مى‏گذارد ، ناشى از تفاوتهاى‏ بسيار و گسترده‏اى است كه در ديدگاههاى تحليل‏گران وجود دارد . تفاوتهايى كه گاه بسيار عميق و در حوزه مسايلى بس اساسى و مهم است . بخش وسيعى از اين تحليلها و ارزيابيها ، حاصل اصول و پيش ‏فرضهاى ‏قطعيت ‏يافته‏اى است كه ملاكهايى متقن در ارزيابى عاشورا تلقى شده‏اند . و اين است كه با وجود مواد و منابعى يكسان در برابر ارباب تحقيق و نظر ، شاهد قضاوتهايى بس متفاوت و حتى متناقض مى‏باشيم . بخشى از پراكندگى موجود در آراء و تحليلهايى كه در باره عاشورا صورت گرفته ، ناشى از قوت و ضعف اشراف بر منابع و مستندات است ، اما بسيارى نيز معلول ديدگاههاى پراكنده ولى جزمى تحليل‏گران ، حتى در اصولى‏ترين ‏مسايل است كه زيربناى ارزيابى و تحليل آنان را متفاوت مى‏سازد .

براى مثال اگر عاشورا را به عنوان حركتى ناخواسته و انفعالى تلقى ‏نموديم ، طبعا تحليلى كه بر اجزاء و در مجموع ، بر كل آن مى‏گذاريم ، به گونه‏اى بسيار متفاوت با اين ديدگاه خواهد بود كه اين حركت ، حركتى ‏خود خواسته و برخاسته از موضعى هجومى و در تمام مراحل كاملا انتخابى بوده است . چنان كه اگر با اين تلقى به ارزيابى آن پرداختيم كه نه ‏تنها رهبرى اين قيام بلكه حتى هيچ يك از انبياء و ائمه(ع) نيز در صدد برپايى حكومت و تشكيلات سياسى براى اداره مردم نبوده‏اند و به اين تلقى ‏معتقد شديم ، نتيجه‏اى كه در بررسى قيام عاشورا به دست ‏خواهيم داد ، بسيار متفاوت بلكه متضاد با تحليلى است كه حركت‏سيدالشهدا (ع) را رجهت ‏برپايى حكومت عدل مى‏داند .

طبعا در انگيزه‏ها و علل غايى تحليل و بازگويى فرهنگ عاشورا نيز مى‏توانيم شاهد اين پراكندگى باشيم . و اين خود سخت در نقشى كه عاشورا در جامعه ايفا مى‏كند ، دخالت دارد .

در واقع ، نقش‏آفرينى عاشورا منوط به نوع انگيزه‏هايى است كه تحليل‏ ما را سامان مى‏بخشد و شكل مى‏دهد ، چرا كه انگيزه تحليل ما ، به نوع‏ برداشت ما از دستاوردهايى كه از اين فرهنگ انتظار داريم ، شكل مى‏دهد .همان گونه كه چگونگى تحليل و ارزيابى ما از آن ، تفسير ما از يك جريانى‏ كه مى‏تواند به عنوان يك (الگو) و (اسوه‏) معرفى  گردد را تحت تاثير مى‏گيرد .

از عاشورا و فرهنگ برخاسته از آن ، تا كنون ، در بسيارى زوايا به گونه‏اى مستقل ، ارزيابى و تحليل صورت گرفته است ، ولى آنچه در اين‏ فرصت مى‏تواند به عنوان يك موضوع مفيد و قابل پی‏گيرى مورد توجه ‏قرار گيرد و در قالب يك بحث مستقل عمومى تا كنون مورد عنايت لازم‏ قرار نگرفته است ، طرح قيام عاشورا و موضع سيدالشهدا (ع) در فقه ، به عنوان‏ يك مستند فقهى مى‏باشد . پرداختن به تحليلى فقهى درباره موضع قاطع آن ‏حضرت (ع) و ديدگاههاى آن دسته از فقيهان كه در مباحث اجتهادى خويش ‏به اين مهم پرداخته‏اند ، مى‏تواند براى بسيارى از علاقه‏مندان به مباحث ‏اجتماعى ، فقهى تازگى داشته و راهگشا باشد .

اينكه در فقه از چه زاويه‏اى به حركت امام (ع) نگريسته شده و فقه درچه قالبى مى‏تواند به ارزيابى اين ركت ‏بپردازد و فقها در تحليل خود ، كدام چارچوب را پذيرفته و بر اساس آن به ارزيابى نشسته‏اند ، مى‏تواند به ‏راحتى نوع نگرش آنان به اين حركت تاريخى را نشان دهد . سنجش اين ‏گفته‏ها با آنچه فقيه فرزانه ، حضرت امام خمينى (قده) به عنوان ديدگاه روشن‏ اجتهادى و فقهى خويش در اين خصوص ، ارائه كرده است ، گوياى سطح ‏بينشها و تفاوت در ملاكهاى ارزيابى فقهى عاشورا است . چنان كه ملاك ‏متقنى براى ارزيابى و سنجش تحليل برخى كسان ديگر است كه بيشتر و يا اساساٌ با صبغه‏اى تاريخى - اجتماعى به بررسى و كنكاش در اين باره‏ پرداخته‏اند و نه يك بررسى فقهى . برخى از اينان گاه گرفتار اشتباهاتى ‏فاحش شده‏اند كه از نگاه اهل نظر بلكه حتى عموم جامعه پنهان نمانده‏است .

به هر روى ، همان گونه كه اشاره شد ارزيابى (( عاشورا در فقه )) را فتح ‏بابى مى‏شماريم كه تلاش بس بيشترى را در جهت ارزيابى و شرح جوانب‏ مختلف آن مى‏طلبد و اين بر عهده فرصتهاى ديگر و انديشه‏هاى پربار است ‏كه به اين مهم بپردازند . انشاءالله

|+| نوشته شده توسط قلم عشق در سه شنبه چهارم بهمن 1384 ساعت 22:57 |
 فرهنگ عاشورا

عاشورا در متن زندگى شيعه و در عمق باورهاى پاك او جريان داشته و «نهضت كربلا» ، در طول چهارده قرن ، با كوثرى زلال و عميق ، سيراب كننده ‏جانها بوده است.

هم اكنون نيز عاشورا ، كانونى است كه ميليونها دايره ريز و درشت از ارزشها ، احساسها ، عاطفه‏ها ،خردها و اراده‏ها بر گرد آن مى‏چرخد و پرگارى است كه ‏عشق راترسيم مى‏كند.

بى شك ، محتواى آن حماسه عظيم و انگيزه‏ها و اهداف و درسهايش يك ‏«فرهنگ‏» غنى و ناب و الهام بخش را تشكيل مى‏دهد و در حوزه وسيع تشيع ودلباختگان اهل بيت،كوچك و بزرگ و عالم و عامى ، همواره با «فرهنگ عاشورا» زيسته ، رشد كرده و براى آن جان باخته‏اند ، تا آنجا كه در آغاز تولد ، كام نوزاد را باتربت‏ سيد الشهدا«ع‏» و آب فرات بر مى‏دارند و هنگام خاكسپارى ، تربت كربلا همراه مرده مى‏گذارند و در فاصله ولادت تا مرگ هم به حسين بن على‏«ع‏» عشق‏مى‏ورزند و براى شهادتش اشك مى‏ريزند و اين مهر مقدس ، با شير وارد جان‏مى‏شود و با جان به در مى‏رود . ضرورت كار در باره نهضت كربلا ، تاكنون بسيار نوشته ، سروده و تحقيق شده است وصاحبان فكر و قلم از زواياى مختلف و با ديدهاى گونه‏گون به اين حماسه ‏نگريسته‏اند ، بگونه‏اى كه مجموعه آثار مربوط به قيام كربلا و مسائل جنبى آن ، كتابخانه عظيمى را تشكيل مى‏دهد ، اما ... همچنان زمينه و ميدان براى‏پژوهش و عرضه‏هاى جديد در اين باره باز است.

بقول ))صائب‏(( : عاشورا در مقايسه با بسيارى از رخدادهاى ديگر ، حجم كمى از وقايع‏ را به خود اختصاص داده  و آغاز و انجام آن ، در برهه‏اى كوتاه اتفاق افتاده‏است; اما يكى از حوادثى است كه در طول تاريخ خويش ، بيشترين توجه رابه خود جلب كرده و علاوه بر نقش گسترده و تاثير عميق اجتماعى - تاريخى خود ، به صورت فرهنگى ويژه با ساختارى منحصر به فرد در آمده‏است . افزون بر ثمرات و رويكردهاى اجتماعى - انسانى كه همچنان‏استمرار دارد ، فرجام عاشورا ، شكل گرفتن فرهنگى نوين با ويژگيهاى خاص‏خود در ميان جامعه گسترده‏اى بود كه هويت اسلامى‏اش ، آن را از ديگرتمدنها و فرهنگها جدا مى‏ساخت . فرجام تاريخى و دستاوردهاى ماندنى‏عاشورا ، در طول دهه‏ها و سده‏هاى پس از خود ، به جريانى هويت ‏بخشيد كه امروز مى‏توانيم از آن به عنوان «فرهنگ عاشورا» نام ببريم.

نگاهى گذرا به حجم گزارشها ، تحليلها و آثارى كه در طى قرون‏گذشته و زمان معاصر بازگوكننده زواياى مختلف اين فرهنگ است ، گوياى عظمت ، جامعيت ، عمق و اصالتى است كه عاشورا توانسته است ‏به ‏اين فرهنگ بدهد. بسيارى از مقوله‏هاى كلان اجتماعى و انسانى ، و حجم‏وسيعى از ريزترين مسايل انسانى را مى‏توان در اين فرهنگ شاهد بود و ازآن الگو گرفت . آنچه در عاشورا رخ داد از نظر زمينه‏ها ، عناصر و عوامل ‏شكل‏گيرى و انجام آن ، در بسيارى موارد منحصر به فرد است و به همين‏ بيان ، فرهنگ شكل‏گرفته از آن نيز هويتى ويژه دارد . اما حوزه تأثير بخشى ‏و حركت‏ آفرينى آن ، بسى گسترده و مستمر است . و اين حقيقتى است كه درارزيابى عاشورا تا اينك ، بيشترين توجه را به خود اختصاص داده است.

 

|+| نوشته شده توسط قلم عشق در دوشنبه سوم بهمن 1384 ساعت 15:12 |
 آزادگی

از مهمترين درسهاى نهضت كربلا و از الفباى نخستين فرهنگ عاشورا ، آزادگى و حريت‏و تن به ظلم ندادن و اسير ذلت نشدن است . حسين بن على ‏«ع‏» فرموده است (( موت فى‏عزه خير من حياة فى ذله‏)) مرگ با عزت بهتر از زندگى با ذلت است . نيز در مقابل تسليم و بيعت  ، فرمود: (( لا و الله ، لااعطيهم بيدى اعطاء الذليل و لا اقر اقرار العبيد )) دست ذلت به شما نمى‏دهم و چون بردگان‏تسليم شما نمى‏شوم.

همچنين در كربلا وقتى آن حضرت را ميان جنگ يا بيعت مخير كردند ، فرمود: (( الا و ان الدعى بن الدعى قد ركزني بين اثنتين ، بين السلة و الذلة ، هيهات منا الذلة...))  ناپاك ‏ناپاكزاده مرا بين دو چيز ، شمشير و ذلت مخير قرار داده است ، ذلت از ما بسيار دور است . بر ما گمان بندگى زور برده‏اند اى مرگ همتى كه نخواهيم اين قيود از آستان همت ما ذلت است دور و اندر كنام غيرت ما نيستش ورود  در نبرد عاشورا نيز در حمله‏هايى كه به صفوف دشمن مى‏كرد ، رجز مى‏خواند و مى‏فرمو د: ((الموت اولى من ركوب العار و العار اولى من دخول النار)) مرگ ، بهتر از ننگ است و ننگ ، بهتر از دوزخ ! وقتى كه مجروح بر زمين افتاده بود ، شنيد كه سپاه دشمن قصد حمله به حرم و خيمه‏گاه او را دارد ، بر سرشان فرياد كشيد: (( ياشيعة آل ابى سفيان ! ان لم تكن لكم دين و كنتم لا تخافون المعاد فكونوا احرارا فى‏دنياكم...)) گر شما را به جهان دينى و آيينى نيست‏ لا اقل مردم آزاده به دنيا باشيد نهضت عاشورا ، به همه مظلومان ، درس مبارزه و به همه مبارزان ، الهام مقاومت وروحيه آزادگى داده است . (( درس آزادى به دنيا داد ، رفتار حسين ! )) .

گاندى ، مصلح بزرگ‏هند گفته است : (( من براى مردم هند ، چيز تازه‏اى نياوردم . فقط نتيجه‏اى را كه از مطالعات و تحقيقاتم ‏درباره تاريخ زندگى قهرمانان كربلا به دست آورده بودم ، ارمغان ملت هند كردم . اگر بخواهيم ‏هند را نجات دهيم ، واجب است همان راهى را بپيماييم كه حسين بن على‏ « ع ‏»  پيمود ))

درس آزادى به دنيا داد رفتار حسين بذر همت در جهان افشاند افكار حسين با قيام خويش بر اهل جهان معلوم كرد تابع اهل ستم گشتن بود عار حسين مرگ با عزت ، زعيش در مذلت بهتر است نغمه‏اى مى‏باشد از لعل درربار حسين .

|+| نوشته شده توسط قلم عشق در دوشنبه سوم بهمن 1384 ساعت 15:12 |