تبليغاتX
ضریح پنهان

 ای تارک نماز

ای تارك نماز !! چگونه سخنم را آغاز كنم در حالی كه تو همه پل های بين من و خود را خراب كرده ای؟! و چه دارم كه به تو بگويم؟! و چگونه بگويم؟ از راه تشويق وارد شوم؟... و يا تو را از عاقبت كارت بترسانم؟... ای تارك نماز !! فكر می كنی كه هستی؟ آيا تا اين حد خود را از پروردگارت بی نياز می دانی كه از سجده برای او خودداری می كنی؟ آيا غرور و تكبر تو را به آنجا رسانده كه از ايستادن خاشعانه در برابر پرورگارت ابا می كنی؟ ((ای انسان! چه چيز تو را در برابر پروردگار بزرگوارت مغرور ساخته است ... پروردگاری كه تو را آفريده است و سپس سر و سامانت داده است و بعد معتدل و متناسب كرده است و آنگاه به هر شكلی كه خواسته است تو را در آورده است و تركيب بسته است . انفطار: 8- 6 )) ای تارك نماز !! آيا نمی دانی نماز آخرين چيزی است كه انسان مسلمان به آن پايبند خواهد ماند و اگر آن را ضايع كند تمام دين خود را زير پا نهاده است؟ رسول الله صلی الله علیه و سلم می فرمايد: « گره های اسلام يكی پس از ديگری باز خواهند شد ، پس هرآنگاه گرهی باز شد مردم به گره بعدی چنگ خواهند زد . اولين آنها حكم است و آخرين آنها نماز . » (( ابن حبان در صحيح خود روايت نموده و آلبانی آن را صحيح دانسته است))  ای تارك نماز !! مگر نمی دانی هر كس عمدا نماز را ترك كند از حفظ و مراقبت الهی محروم خواهد شد؟ رسول الله صلی الله علیه و سلم می فرمايد : « به الله شرك مورز حتی اگر شكنجه شوی و سوزانده شوی ، از پدر و مادرت اطاعت كن حتی اگر تو را از اموالت محروم سازند و از هر آنچه از آن توست ،  و نماز را عمدا ترك مكن كه هركس نماز را عمدا ترك گويد از حفظ و مراقبت الله محروم خواهد شد » ای تارك نماز !! اگر نماز را ترك كنی چه چيز از اسلام برايت باقی خواهد ماند؟ آيا نمی دانی نماز ستون اسلام و خيمه ايمان است؟ ای تارك نماز !! آيا نمی دانی ترك نماز كفر و شرك و گمراهی است؟ رسول الله صلی الله علیه و سلم می فرمايد: « فاصله ميان انسان و شرك و كفر  ، ترك نماز است » همچنين رسول الله صلی الله علیه و سلم می فرمايد: « پيمان بين ما و آنها نماز است ،  هر كه آن را ترك گويد كفر ورزيده است »  ای تارك نماز !! آيا نمی دانی ترك نماز و سهل انگاری در آن « نفاق» است؟ بيگمان منافقان خدا را گول می زنند ! در حالی كه خداوند ايشان را گول می زند. منافقان هنگامی كه برای نماز بر می خيزند ، سست و بی حال به نماز می ايستند و با مردم ريا می كنند و خدای را كمتر ياد می كنند و جز اندكی به عبادت او نمی پردازند (( نساء : 142))  و رسول الله صلی الله علیه و سلم می فرمايد: « سنگين ترين نماز برای منافقان نماز عشاء و نماز صبح است و اگر آنها می دانستند در اين نمازها چه چيزی است حتی سينه خيز برای ادای آنها در مسجد حاضر می شدند .

 ای تارك نماز !! تمام موجودات برای پروردگار خود سجده می كنند به جز تو !!:(( آيا نديده ای و ندانسته ای كه تمام كسانی كه در آسمان ها بوده و همه كسانی كه در زمين هستند ، و خورشيد و ماه و ستاره ها و كوه ها و درختان و جانوران و بسياری از مردمان ، برای الله سجده می برند و بسياری از مردمان هم عذابشان حتمی است و الله هر كه را بی ارزش كند ، هيچكسی نمی تواند او را گرامی دارد ، الله است كه هر چيزی را كه بخواهد انجام می دهد . حج : 18))  و اگر تو نماز را بر پا نداری از آنهايی خواهی بود كه عذاب بر آنها حتمی شده است.

ای تارك نماز !! آيا راضی می شوی كه جمادات و حيوانات و ديگر مخلوقات بهتر و عاقلتر از تو باشند؟ ای تارك نماز !! آيا نمی دانی تارك نماز در روز قيامت دچار ذلت و ترس و خواری خواهد شد؟ الله سبحانه و تعالی می فرمايد:  (( روزی ، هول و هراس به اوج خود می رسد و كار سخت و دشوار می شود . در اين هنگام از كافران و مشركان خواسته می شود كه سجده كنند اما آنها نمی توانند چنين كنند اين در حالی است كه چشمانشان به زير افتاده است ، و خواری و پستی وجود ايشان را فراگرفته است . پيش از اين نيز در دنيا بدانگاه كه سالم و تندرست بودند به سجده بردن خوانده می شدند .[قلم : 43 ـ 42)) چه حسرت شديدی اگر در حالی كه تارك نماز هستی مرگت فرا رسد... چه مصيبت عظيمی اگر در اين حال در روز قيامت برانگيخته شوی ... و تا چه اندازه ای تارك نماز  با ترك نماز جرمت بزرگ خواهد بود ... ای تارك نماز !! آيا نمی دانی ترك نماز باعث غفلت و قسوت قلب خواهد شد؟ رسول الله صلی الله علیه و سلم می فرمايد: « حتما گروه هايی از ترك نمازهای جمعه خودداری خواهند كرد و يا اينكه حتما الله بر دلهايشان مهر خواهد زد و سپس از جمله غافلان خواهند بود . » ای تارك نماز !! آيا نمی دانی تارك نماز به همراه كافران و بدكاران در دوزخ عذاب داده خواهد شد؟ به پاسخ اهل آتش هنگامی كه از آنها سوال شد چرا به جهنم وارد شده اند توجه كن: (( چه چيزهايی شما را به دوزخ كشانده و بدان انداخته است؟ می گويند: در دنيا از زمره نمازگزاران نبوده ايم. مدثر : 43 ـ 42))

و همچنين الله سبحانه و تعالی می فرمايد: (( بعد از آنان فرزندان ناخلفی جايگزين شدند كه نماز را هدر دادند و به دنبال شهوات راه افتادند و گمراهی خواهند ديد. مريم : 59))  ای تارك نماز !! آيا نمی دانی ترك نماز موجب تاريكی و هلاكت و گمراهی در دنيا و آخرت خواهد بود؟ رسول الله صلی الله علیه و سلم می فرمايد : « هر آنكه بر نماز محافظت كند ، نماز در روز قيامت برای او نور و برهان و نجات خواهد بود ، و هر آنكه بر آن محافظت ننمايد نماز برای او نور و برهان و باعث نجات نخواهد شد و در روز قيامت به همراه قارون و فرعون و ابی بن خلف خواهد بود. » ای تارك نماز !! آيا می دانی ترك نماز يعنی نگرانی و اضطراب؟ يعنی افسردگی؟ يعنی تنگی در زندگی؟ الله جل جلاله می فرمايد: (( و هركه از ياد من روی بگرداند زندگی تنگ خواهد داشت و روز قيامت او را نابينا گرد می آوريم خواهد گفت: پروردگارا چرا مرا نابينا جمع آورده ای؟ من كه قبلا بينا بودم می گويد: همين است ، آيات من به تو رسيد و تو آنها را ناديده گرفتی همانگونه هم تو امروز ناديده گرفته می شوی . طه : 126 ـ 124))  پس تاسف و حسرت برای تو ای بی نماز! چگونه زمان می گذرد و عمر به پايان می رسد در حالی كه قلب تو از پروردگارت غافل است؟ چگونه از دنيا خواهی رفت در حالی كه از بهترين آنچه در آن است بی بهره مانده ای؟ و بهترين نعمت دنيا عبادت الله و ذكر و شكر و نماز برای اوست... ای تارك نماز !! چه چيز دينت برای تو با ارزش خواهد بود اگر نماز برايت بی اهميت باشد؟ آيا نمی دانی هر كه نماز را بی ارزش بدارد امور ديگر برايش بی ارزشتر خواهد بود؟ بسوی پروردگارت بازگرد قبل از آنكه بگويی: (( كاش برای زندگی خود پيشاپيش (خيرات و حسناتی) می فرستادم الفجر : 24))  بسوی پروردگارت برگرد قبل از آنكه بگويی: (( پروردگارا !! بيرونمان بياور تا كارهای شايسته ای انجام دهيم كه جدای از كارهايی باشد كه قبلا می كرديم فاطر : 37)) و بسوی پروردگار توبه كن پيش از آنكه بگويی: كاش من خاك می بودم

 

|+| نوشته شده توسط قلم عشق در پنجشنبه چهارم اسفند 1384 ساعت 1:53 |
 جهان آفرینش

جهان آفرینش پر از عجایب است . دیروز را به یاد دارم . هنگامی که آفتاب از افق سر بیرون آورد ، من هم زندگی را آغاز نمودم . در عین آسودگی خاطر و آرامش درون ، شور و هیجان زیادی در وجودم احساس می کر دم . گاهی در آغوش پر مهر مادر ، زمانی همبازی همسالان و مدتی را در گردش و نظاره ی زیبایی های جهان خلقت به سر می بردم . راستی چه زیباست دوران کودکی و نوجوانی ، همچون روزهای بهاری لیکن افسوس که به آن همه زیبایی اش چندان دوام نداشت و زود چون خواب شیرینی بگذشت و خورشید در پشت افقش پنهان شد . شب زندگانی فرارسید و سیاه پرده خود را بر روی عالم هستی کشید و هر چیز ی را از نظرم پنهان نمود . خود را تنها دیدم . تاریکی شب سرنوشت ، دلهره و نا آرامی وا و هام هراس انگیز را برایم به ارمغان آورد . براستی انسان موجود عجیبی است . پشت امید ش را امواج آشفته ی دریا هم نمی تواند در هم بشکند . در سخت تر ین شرایط ، امید وی را به تلاش وا می دارد . آری ، نیروی توانای امید ، مرا به چاره جویی بر انگیخت . در این گیر و دار شروع به جست و جو نمودم . به باغ بزرگی رسیدم که قصر با شکوهی  در آن جا ی داشت . با خود گفتم اگر من هم نظیر این را دارا بودم چه غمی  داشتم ؟ وارد قصر شدم . شخصی را دیدم که بار تفکّر پشتش را خم کرده ، سرگرم حساب صادرات و واردات و دخل و خرج است و چین و چروکهای پیشانی اش بر پریشانی و آشفتگی و نا بسامانی درونش دلالت می کرد . آرزوی چند لحظه ی پیش را از سر بیرون کردم . از آنجا بیرون آمدم . گویی مأموریت داشتم که در آن شب اوراقی از دفتر عالم آفرینش را مطالعه نمایم . رخسار افسرده ی مردی توجهم را به خود جلب نمود .  با خود گفتم : رنج دیده و گرفتار ، تنها من نیستم . او راه چاره ی درد خود را در انتخاب همسری تشخیص داده بود . لیکن بر خلاف انتظار ، همسر و فرزند ، درد وی را چند برابر نموده بود .  به گردش خود ادامه دادم  .  فریادهای درون کلبه ای مرا به داخل کشانید . جمعی رادر عالم مستی مشاهده نمودم . لحظه ای چند به تفکر پرداختم . راهی که آنان بر گزیده بودند در نظر من درست و چاره ساز نبود . مگر نه این است که باده ، تنها برای چند ساعتی انسان را از درد و اندوه خود غافل می نماید و پس از آن باید خود را برای تحمل درد بزرگ تری آماده ساخت ؟ دست سر نوشت مرا به دنبال خود کشید . قدم به جایی گذاشتم که آکنده از پیکره هایی از چوب و سنگ بود . پیکره هایی که دستی هنرور آنها را به شکل انسان و دیگر جانداران ساخته است . یکی را دیدم که در برابر بتی دست اطاعت بر سینه گذاشته و آن دیگری در نهایت تسلیم از معبود خود می خواست که نیازش را بر آورد . تا آن وقت نمی توانستم که انسان این گونه مرتکب اشتباه می شود . مگر نه اینکه بت بی جان بداد کسی نرسیده و حتی کلمه ای را به بنده اش جواب نمی دهد . چیز های دیگری پس از این دیدم که همه از یک چشمه آب می خورند . اتشکد ه ای که جمعی در آن به پرستش آتش برخاسته و گروهای دیگر که هر کدام جانداری را ار قبیل گاو وسگ و غیر آن مورد نیایش خود قرار داده بودند . به مرکز شهر رسیدم . طایفه ای را دیدم که گویی تا اندازه ای از دیگران به حقیقت نزدیک تر شده بودند . ایشان یکی از همنوعان خود را بر تخت عزت و کرامت نشانده و خداوندگار خود می خواندند . آیا ایشان فکر نمی کردند که این معبود امتیازی نسبت به آنها ندارد و چه بسا هم اکنون روانش در زیر باراندوه ودلهره و نا آرامی با صدایی گرفته ناله سرداده است ؟ توانایی گشتن را از دست دادم . خود را به کناره کشاندم و نشستم . هنوز امید وار بودم . اگر چاره دردم را در این کره خاکی نیافتم ، جهان که این مختصر نیست . بالای سر خود را نگریستم . ستاره ای روشن بر فراز افق توجهم را به خود جلب نمود . در خود فرو رفتم ؛ آیااین موجود نورانی نمی تواند گمشده ی من باشد ؟ آیااگر دست نیایش به پیشگاه او بردارم ، درد مرا چاره ای نخواهد کرد ؟ آیا او وحشت تنهایی ام را با دست نوازش خود نمی تواند بر طرف کند ؟ در این افکار بودم که آن ستاره زیبا از نظرم پنهان گشت . چاره را در غیر آن می بایست جست . زیرا چیزی که همیشه با من نیست و یا حتی برای لحظه ای از من پنهان می شود به کار من نمی آید . به آن سوی آسمان سر بر گرداندم . ماه را دیدم که دلبر آسا ، نقاب از رخ خود برداشته و شب تاریک سر گشتگان را روشن نموده است .

|+| نوشته شده توسط قلم عشق در چهارشنبه سوم اسفند 1384 ساعت 5:19 |