تبليغاتX
ضریح پنهان

 «شيعه يعني عشق بازي با خدا»

« شيعه يعني عشق بازي با خدا» ؛ محمدرضا آغاسي در هنگامه اي پر کشيد که سپيده دمان آن با فتح خرمشهر سر زد و گلبانگ پيروزي و رزمندگاني در آن روز بر فراز شهر طنين انداز شد که آن شوريده بر هر چه تباهي ، شوريده بر هر چه بي عدالتي ، شوريده بر هر چه گردنکشي و فزون خواهي سرمايه سالاران شب پرست ، شيفته و شيداي رزمشان ، آيينشان و مرامشان بود . آغاسي شاعر ولايتمداري که سينه سوخته و دلداده زمزمه هاي علي (ع) در چاه و حسين (ع) در طف بود و مرثيه گوي ائمه هدي صلوات الله عليهم اجمعين در همه حبسها و سياهچال ها و غربتها و شاعر و غزلسراي صبح رستگاري آدمي در قيامت ظهور قائم آل محمدص بود . آغاسي رفت تا همه محبان اهل بيت نجوا کنند که : « غم زهرا (س) مرا سوز درون داد »

 

نه دعبل نه فرزدق نه كميتم

وليكن خاك پاي اهل بيتم

****

تو دعبل تو فرزدق تو كميتي

زبان عاشقان اهل بيتي

 آغاسي 2

|+| نوشته شده توسط قلم عشق در جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1385 ساعت 13:24 |
 مصاحبه با خدا

به نام او که هر چه کرديم به چشم کرمش زيبا بود

خدايا اين مصاحبه را با نام تو شروع مي کنم ، در ابتدا مي خواستم درخواست کنم خودتان را بيشتر معرفي بفرماييد

ـ اني انا الله رب العالمين .

منم خداي يکتا ، پروردگار جهانيان  .

خدايا دوست داريد به چه نامهايي خوانده شويد ؟

ـ ولله الاسماء الحسني فادعوه بها

همه نامهاي خوب از آن خداست با آنها خدا را بخوانيد .( سوره اعراف ، آيه 180 )

خدايا مي توانم بپرسم ، چرا ما آدمها را آفريدي ؟

ـ و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون

من جن و انس را نيافريدم مگر آنکه مرا به يکتايي پرستش کنند.(سوره ذاريات ، آيه 56 )

آدم ها دوست دارند بدانند چطور مي شود به تو نزديک شد ؟

ـ و نحن اقرب اليه من حبل الوريد

ما از رگ گردن به او نزديکتريم .( سوره ق ، آيه 16 )

خداوندا در حاليکه برخي مردم ما فقير هستند بعضي ها فقط به فکر منافع خود هستند و به چيز ديگري جز پول نمي انديشند . براي آنها چه پيامي داري ؟

ـ والذين يکنزون الذهب و الفضه و لا ينفقونها.....

کسانيکه زر و سيم ذخيره مي کنند و در راه خدا انفاق نمي کنند ، آنها را به عذابي دردناک بشارت ده . روزي آن طلا و نقره در آتش گداخته شود و پيشاني و پشت و پهلوي آنها را به آن داغ کنند و در آن روز به آنها گفته شود اين است نتيجه آن چه از زر و سيم براي خود ذخيره مي کرديد . ( سوره توبه ، آيه 34 و 35 )

اگر ممکن است بفرماييد مردم چه چيزي را در راه خدا انفاق کنند ؟

ـ قل العفو .

آنچه زايد بر نيازهاي ضروري زندگيشان است . ( سوره بقزه ، آيه 219 )

خدايا با وجود آنکه ما دشمنان زيادي در دنيا داريم که مجهز به سلاحهاي مخرب هستند ، آيا اميدي به پيروزي هست

ـ و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين

آري ، ما اينگونه اراده کرديم که بر مستضعفين جهان منت گذاريم و آنان را پيشوايان حق و وارث آن قرار دهيم . ( سوره قصص ، آيه 5 )

خدايا عده اي معتقدند که با دشمنان از در مذاکره و سازش وارد شويم ممکن است در اين مورد راهنمايي بفرماييد ؟

ـ و لا ترکنوا الي الذين ظلموا فتمسکم النار و ما لکم من دون الله من اولياء ثم لا تنصرون

هرگز سزاوار نيست که شما با ظالمان همدست شويد که در آن صورت آتش کيفر آنان شما را هم خواهد سوزاند. ( سوره هود ، آيه 113 )

و لا يزالون يقاتلونکم حتي يردوکم عن دينکم ان استطاعوا .

کافران هميشه با شما دشمني و جنگ خواهند داشت تا آنکه اگر بتوانند شما را از دينتان بگردانند البته اگر بتوانند . ( سوره بقره ، آيه 217 )

با تشکر و سپاس بسيار از اينکه جواب سوالات مرا داديد . اگر در خاتمه سخني براي مردم داريد بفرماييد .

ـ يا ايها الناس اتقوا ربکم ان زلزله الساعه شيء عظيم

مردم خدا ترس و پرهيزکار باشيد که زلزله روز قيامت بسيار حادثه بزرگ و واقعه عظيمي است . ( سوره حج ، آيه 1

 يا الله                      

|+| نوشته شده توسط قلم عشق در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385 ساعت 0:27 |
 حسین تمام افتخار بشريت

باز بر بام همه حقيقت و مظلوميت ها ، بر بام همه سرخي ها و ايثارها اين حسين (ع) است كه همچون نگيني بر برگ برگ تقويم همة اعصار مي درخشد و بر دلهاي همه كساني كه از شعور و احساس برخوردارند سايه مي افكند و اين هستي با همه ذراتش است كه بر شفافيت مظلوميتي عظيم مي گريد . آري اين حسين (ع) است ، كه به قدِّ قامتِ زمان ، ‌‌از شروع ، تا انتها كه به قيامت متصل مي شود و هم اوست كه آتش عشق به خدا و رستگاري را در دلها شعله ور ميكند .حسين (ع) كسي است كه در محدوده زماني نمي گنجد ، او بزرگ مرد مكتب عشق و معرفت و نهايت ايثار و از جان گذشتگي در برابر معبود است .او آكنده از استواري براي هدفي است كه به خاطر رسيدن به آن تا پاي جان سپردن بهترين عزيزانش صبر مي كند و مظلوميت او تا آخرين زمان گردش ماه و زمين تمام هستي را به لرزه در مي آورد و افتخاري غرور انگيز به مكتب خونينش مي بخشد . او كه بلنداي نامش در گسترة زمين نمي گنجد ، چرا كه او « تمام افتخار بشريت است» وجود ايثارگر او و ياران با وفايش است ، كه بر هر عاشق وارسته اي درس استقامت و از جان گذشتگي مي دهد .

مگر نه اين است كه تمام شهدا به او اقتدا كردند و همه لحظه شهادت آرزوي ديدار او را داشتند . اين ، اوست كه به قدوم ما قدرت ماندن در خط راستي و حقيقت مي دهد چرا كه عاقبت اين ماندن شيريني رضاي  اين ماندن شيريني رضاي او و خداي او را در بر دارد . حسين ديري است كه براي شفاعت و عرض حاجت نامي پرآوازه بردلهاي عاشقان كوي دوست دارد چرا كه او اول معلم طريق شهادت است . اينجاست كه در هر قيام و در هر دفاعي بعد از عاشورا نام او آرامش بخش دلهاي تب دار مي شود و در دفاع مقدس خودمان كه ديري از آن نمي گذرد و خوب گوش كني هنوز هم ادامه دارد هر جا قدرت و اعتماد به نفس مي طلبيدي با نام حسين (ع) قوت مي گرفت . رمز پيروزي ما عزتي است كه او و فرزند برومندش امام خميني (ره) به ما بخشيد انقلاب ما و دفاع ما به اقتداي بر مولا علي (ع) و به آشنايي با مكتب خونين حسين (ع) قوت و به پيروزي انجاميد و ما امروز مفتخر و معزز به بزرگي نام او و رهروان خونين بالش هستيم كه براي هميشه تاريخ ما و ايرانمان را مديون خون خود كردند .

سلام بر حسين و بر پاره پاره تن هايي كه به عشق او از كربلاي حسيني تا كربلاي خميني در نهايت ايثار جان باختند .

سلام بر حسين (ع) و سربازان گمنامش كه با گمناني براي عشق و ايثار رقم خوشنامي زدند .

سلام بر حسين (ع) و بر نفس حسيني كه به اقتدار و عزت اسلام عزيز مي افزايد .

     hosin

|+| نوشته شده توسط قلم عشق در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385 ساعت 0:7 |
 نجوا با امام عصر

اماما ، عشق ، رخي نمود و جلوه اي كرد ، ولي ما سرگرم بوديم و از شربت گواراي عشق ، ما را بهره اي نرسيد .

اماما ، نسيم عشق ورزيد و ما در غفلت بوديم ، اينك بي نصيب از نسيم عشق ، چگونه از اين بيابان آتشناك رهايي يابيم و جانهاي پژمرده خود را با نسيم دل انگيز صبح ، شاداب كنيم

اماما ، راه دشوار است و رهزن ، بسيار و عجبا همه در لباس مهر و محبت و راهنما و دل مي سوزانند و به نرمي و گرمي ، راه مي بندند كه ما راه مي نمايانيم

اماما ، بوجهل ها ، بسيار شده اند و در كنار كاروان عظيم خميني بزرگ ايستاده اند و مردمان را ، كه چشم به افقي بالا دارند ، به خود مي خوانند .

اماما ، « بولهب » نيز بسيار شده اند . لهيب كينه هايشان ، سركش است و سوزنده .توان ديدن هيچ زيبايي را ندارند ، دوست دارند ، همه چيز را خاكستر ببينند

اماما ، « حماله الحطب » ها ، روزان و شبان ، هيزم كشي مي كنند ، تا آتشهاي كينه ها را بگيرانند و هميشه آنها را سوزنده و سركش نگهدارند .

اماما ، نرو بيده ايم غبار گناه از دل ، اما عاشقيم ، نمي دانيم اين عشق سوزان ، در كجاي جانمان جاي گرفته كه بي تابمان كرده

اماما ، بيم آن داريم در عمق شب ، گم شويم و گرفتار رهزنان .

اماما ، به عشق تو ، صفحه صفحة اين صحيفه را نگاشته ايم و با اشك فراق آن را آراسته ايم ، اميد آن دارم كه به جمع ما ، از سر مهر نظر افكني و در هنگامه ها راهمان بنمايي

 141

|+| نوشته شده توسط قلم عشق در یکشنبه سوم اردیبهشت 1385 ساعت 14:37 |
 پسر مکه و منی

اي مردم ! كسي كه مرا مي شناسد ، و كسي كه مرا نمي شناسد ، خود را به او مي شناسانم . من پسر مكه و منايم ! من پسر مروه و صفايم ! من پسر محمد مصطفايم !

من پسر آنم كه (قدر) او نه پنهان است و جولانگاه او آسمان است . به عرش خدا تا آنجا پريد كه به سدره المنتهي رسيد . و از آن گذشت و رخت به مقام « قاب قوسين اوادني » كشيد . فرشتگان آسمان پشت سرش نماز خواندند و از مسجد حرام به مسجد اقصايش بردند .

من پسر علي مرتضايم ! من پسر فاطمه زهرايم ! من پسر خديجه كبرايم ! من پسر آنم كه او را به ستم در خون كشيدند ، و سرش را از قفا بريدند .

من پسر آنم كه تشنه جان داد و تن او برخاك كربلا افتاد . عمامه و رداي او را ربودند در حالي كه فرشتگان آسمان در گريه بودند . جنيان در زمين و پرندگان در هوا سيلاب از ديده گشودند .

من پسر آنم كه سرش را بر نيزه نشاندند و زنان او را از عراق به شام به اسيري بردند .

مردم ! خداي تعالي ما اهل بيت را نيك آزمود ، رستگاري ، عدالت و پرهيزگاري را در ما نهاد و رايت گمراهي و هلاكت را به دشمنان ما داد . ما را به دشمنانمان برتري داد

ما را به شش خصلت برتري و بر ديگر مردمان سروري داد : بردباري و دانش ، دلاوري و بخشش را به ما ارزاني فرمود ، و دل مومنان را جايگاه دوستي و منزلت ما نمود . آمد و شد فرشتگان در خانه ما و فرود آمد نگاه قران آستانه ماست

                    صبح نزديك است    

 

|+| نوشته شده توسط قلم عشق در یکشنبه سوم اردیبهشت 1385 ساعت 14:33 |