عمر من ضايع شد و جبران آن مقدور نيست
هيچ كس در گمراهي مانند من منفور نيست
اين منم بيچاره كردم خويش را در زندگي
كاين دل سرگشته ام يك لحظه هم مسرور نيست
هي به دنبال خطا رفتم ، كه اندر اين جهان
ديگري نزد خدا مانند من مقهور نيست
اي خدا گرچه گناه بي نهايت كرده ام
بر دل زارم نگاهي ، چون كه اين دل كور نيست
گرچه با اعمال ناشايست خود وامانده ام
بخشش و جود و سخايت آن چنان هم دور نيست
بارها از خويشتن پرسيده ام اين راز را
پس چرا اندر سرم يك ذره ديگر شور نيست
عاقبت اين نكته بر ذهنم رسيده اي خدا
توبه و حال تضرع بهر من مقدور نيست
حاليا اين بنده و اين لطف بي پايان تو
غير بخشيدن تو را هم اي خدا منظور نيست
پس بيا جان حسين ابن علي ، بگذر ز ما
چون كه در روز جزا چيزي دگر مستور نيست
من خود مي دانم كه در تاريكي كنج لحد
هيچ كس عين حسين نوري براي گور نيست
در تقرب نزد ذاتت اي خداوند كريم
هيچكس مانند اولاد علي مشهور نيست
بارها مي گويمت يا رب كه سامان را ببخش
خواهشي كردم به مولايم قسم دستور نيست

