ضریح پنهان یکساله شد ...
به بهانه اولین ساگرد راه اندازی وبلاگ ضریح پنهان 
یکسالی است در ضریح پنهانم با حال و هوای دیگری برای آمدنت دعا می کنم ....
شعر می سرایم ، اشک می ریزم ، و نگاهم را با نگاه زیبایت هم سو می سازم عاشقانه ترین سرودها را بر تعریفه (عاشقی یعنی دو دست از تن جدا )از زیباترین جلوهای افرینش الهام گرفتم و از ساقیه بی دسته کرببلا مدد طلبیدم تا دستم گیرد .
و در این مدت ...
از زیبایی وجودت بهره مند شدم
واز هم نشینی باتو به وجد امدم
و از غربت مادرت ناله سر دادم
و از ناله های درده علی با چاه سوختم
واینک در انتظار دیدنت مانده ام ...
آری امروز تمام وجودم تو را فریاد میکند تا طلوع فرج را بر آسمان خاکستری قرن طلایه بخشی و گرمای وجودت نوازشگر قلبهای یخ زده از معصیتمان شود .
مرا بخوان زیبا دل ، و دست نوازشت را بر سر سرگردانم دراز کن تا وجودم از نور امیدت آرام گیرد تا پناه و تکیه گاهم تو باشی تا در کنار تو جهانی سازم پر از عدل و داد و راهم را از راهت جدا نسازم و نگاهم را از دل مهربانت برنکنم و دستان زیبایت رابوسه زنم تا لبهایم هیچ گاه به خیانت و دروغ آلوده نگردد .
امیدم؛ در شبهای بی کسی مرا ببخش به خاطر ناآگاهی ام ، نا فرمانی ام مرا ببخش ...
|
+| نوشته شده توسط قلم عشق در دوشنبه بیستم آذر 1385 ساعت 12:29
|