امام علي :
عقلاني زندگي كردن غير از فتوايي زندگي كردن است .
فتوا : مرز و حدود را مشخص كردن از طريق علماي دين در زمان غيبت امام عصر است . در زمينه صيغه عرف جامعه با فتواي داده شده مغايرت دارد درست است كه فتوا اجازه مي دهد به اين عمل و آخرين مرز را بيان مي كند و اين بهانه است براي انسان هاي سودجو چرا كه انساني كه از روي عقل زندگي مي كند هيچ وقت به آخرين نقطه فكر نمي كند براي پاسخ دادن به خواهش هاي نفساني به دنبال دليل شرعي براي ارضاء هوس هاي نفس خود نيست .
آري انساني كه با ديدن اين فتوا خوشحال مي شود و مدركي مي شود براي اعمال آينده و يا قبل از آن به دنبال سعادت وزندگي جاويدان نيست به دنبال دويدن و به بن بست رسيدن ازدنيا و تشنگي براي آمدن معشوق نيست .
ايمانش سست است و دنيايش تمام هستي او هم از خدا مي ترسد و هم تقوا پيشه نمي كند هم نمي خواهد گناه كند و هم نمي خواهد از نيازي كه خود باعث برانگيختگي اش شده بگذرد
او تشنه است نه تشنه كمال بلكه تشنه هوسراني ... او طالب لذات دنياست و همه چيز آن را مي خواهد . مي خواهد لب مرز زندگي كند و دين هم به او اين جازه را مي دهد نه او كاري به كمال ، تقوا ، ايمان ، عزت نفس ، خودساختگي و رشد ندارد و از آن دنياي جاويدان هم سهم اندكي مي خواهد زياده طلب نيست تشنگي اش در اين دنيا رفع مي شود كه به خدا درياي است شور .
انساني كه زني دارد مطيع خانه اي آرام و چشماني هرزه و دركي كم تر از يك كودك خردسال چرا نبايد به هوس هايش پاسخ دهد آن هم كاملا منطقي ...
اين فتوا براي انسان هاي آخرالزمان است و كسي كه پاسخ گوي آن است يك فرد به تمام معنا امام زماني !!!!!!
اي واي كه فاصله گرفته ايم از حيا از دينداري از عزت نفس از مردان مقتدر و با اراده و پاك طينت و زنان وفادار و مهربان از زناني كه براي به دست آوردنشان مردان بهاي گراني پرداخت مي كردند .از زناني كه لباس به تن داشتند و در اولين ديدار شوهرشان از شرم سر خود را به زير مي افكندند .
آري امام زمان ما ، مردم اين گونه اند ؟؟؟
مردم خرده مي گيرند از مرزهاي تعيين شده و نه كارهاي انجام شده انگشت ها به همه سو هست الا رفتار و عملكرد خودشان .... حال مي فهمم چرا نمي آيي ؟؟؟
چون هيچ كس خالصانه صدايت نمي كند .... چون هيچ كس به تو احتياجي ندارند چون درد دوري تو ناعلاج نيست ، چون مي خواهمت بازهم براي نيازهاي دنيوي ام
مي دانم چرا نمي آيي ؟؟!!
دريغ از يك فرياد زيبا
دريغ از يك انسان منتظر
از يك عمل براي رسيدن به تو
عملمان دعاي ندبه است كه مي خوانيم و بعد ازآن بر سر سفره هاي دنيا مي نشينيم
عملمان نشستن ونگاه كردن به زياد شدن ظلم است وخوشحال شدن ما براي كوتاه شدن زمان انتظار
عملمان جشن گرفتن و شعر سرودن است و آوازخوني در روز تولد تو
آه چه مي كشي از كوته فكريمان
آري امام من عملمان در آدينه نشستن در گوشه ست و اشك ريختن
رفتن 40 روز به جمكران براي ديدنت
مي خواهم ببينمت فقط مي خواهم ببينمت
وحال مي فهمم چرا نمي آيي
چون بعد از ديدنت مانند اصحاب زمان پيامبر خواهم شد
و چه كوته فكر مي كنيم
و چه كم عمق تلاش مي كنيم براي آمدنت
و خوب مي دانم كه تو حاضري و ما غايب

